فرهنگستان زبان و ادب
{monochromator} [فیزیک] وسیله ای که از طیف پیوسته، تابشی تک فام تولید می کند
{monochromator} [فیزیک] وسیله ای که از طیف پیوسته، تابشی تک فام تولید می کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی صد شد ز خط، حسن لب یاقوت فام او که گردد در نگین دان بیشتر حسن نگین پیدا
💡 صائب فزون ز باده لعل است نشأه اش خونی که می خورم ز رخ لعل فام دوست
💡 کوثر و تسنیم برد، از تو نشاط عمل گیر ز مینای تاک بادهٔ آئینه فام
💡 من رآنى فى المنام، فقد رآنى؛ فام الشيطان لايتمثل بى (211)و نيز از آنحضرت نقل كرده است كه: من رآنى فى المنام،فسيرانى فى اليقطه اولكانما رآنى فى اليقطهلايتمثل الشيطان بى .
💡 در وسمه کشی چو ابروی خنجر فام افزون گردد خیره کش و خون آشام
💡 بیننده لب و رخ تو خواند فام تو لعل ای غلام و روی و لبت را غلام لعل