توقفگاه دوردست

مترادف‌ها

ایستگاه دور

متضادها

توقفگاه نزدیک

فرهنگستان زبان و ادب

{remote parking} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] تسهیلاتی توقفگاهی که فاصلۀ آن از مرکز فعالیت بیش از آن است که بتوان پیاده طی کرد و با وسایل نقلیۀ خطی به مرکز فعالیت متصل می شود

ویکی واژه

تسهیلاتی توقفگاهی که فاصلۀ آن از مرکز فعالیت بیش از آن است که بتوان پیاده طی کرد و با وسایل نقلیۀ خطی به مرکز فعالیت متصل می‏شود.

جمله سازی با توقفگاه دوردست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از مظاهر بارز این دوره و آثار شکوهمند آن که هنوز هم در سر تا سر ایران نمود دارد این است که یکی شبکه راه‌های عمودبرهم بوده، که از کوهستان‌ها به داخل کویرها و نمکزارها گسترش یافته بودو دیگر ساختن رباطها و کاروانسراهای بزرگ و توقفگاه‌های آبرومند، کاخ‌ها و بستانهای زیبا و خوش‌منظر که در فواصل راه‌ها که در آن‌ها همه گونه وسائل آسایش و رفاه مردم فراهم آمده بود را دانست.

💡 مسافران خسته در حالی که به افق خیره شده بودند، امیدوار بودند که آن توقفگاه دوردست، جایی برای استراحت و نوشیدن یک لیوان چای گرم باشد.

💡 در طول این سفر طولانی و پرماجرا، ما همیشه به دنبال یک توقفگاه دوردست می‌گشتیم تا بتوانیم کمی از خستگی حرکت مداوم خود بکاهیم.

💡 آن توقفگاه دوردست در میان کویر، تنها پناهگاهی بود که مسافران گمگشته می‌توانستند برای زنده ماندن و تجدید قوا به آن وابسته باشند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران