تهدید ابولهب

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تهدید ابولهب (قرآن). ابولهب از جانب خداوند، به ورود در آتش دوزخ تهدید شدید شد.
نام ابو لهب عبد العزی بودـکه به گفته برخی چون عزی نام بتی بود خداوند در قرآن نخواسته است او را بنده بت بخواند و کنیه اش را ذکر فرمودـو سبب اینکه به این کنیه نیز او را خوانده است به گفته بعضی آن بود که گونه هایش سرخ فام و برافروخته بوده و سرخی گونه اش را تشبیه به شعله سرخ آتش و زبانه دوزخ و جهنم کرده تا بفهماند که او جهنمی است.و به هر صورت آزاری که رسول خدا (ص)از این مرد در راه تبلیغ دیانت مقدس اسلام دید زیان بخش تر و زیادتر از آزار دیگران بود،زیرا دشمنان دیگر،آن جرئت و جسارت را نداشتند که در حضور بنی هاشم و در هر مجلس و محفلی آن حضرت را تمسخر و تکذیب و آزار کنند ولی ابو لهب چون خود فرزند ناخلف عبد المطلب و عموی رسول خدا(ص)بود جرئت این کار را داشت.از این گذشته مردم جزیرة العرب مخالفت و دشمنی دیگران را غالبا حمل بر حسادت و کینه توزی با بنی هاشم می کردند ولی مخالفت و تکذیب ابو لهب را نمی توانستند حمل بر چیزی کنند و از این جهت تمسخر و استهزا و تکذیب او در عموم افراد مؤثر واقع می شد.
دوزخ برای ابولهب
تبت یدا ابی لهب وتب(بریده باد هر دو دست ابولهب (و مرگ بر او باد)!)
← تفسیر آیه فوق
سیصلی نارا ذات لهب.(و بزودی وارد آتشی شعله ور و پرلهیب می شود؛)
← تفسیر آیه
...

جمله سازی با تهدید ابولهب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سران قريش تصميم گرفتند تا آن حضرت را در غياب ابولهب بكشند، در اين مورد بهگفتگو پرداختند ام جميل همسر ابولهب به آنها گفت: (من با اجراى برنامه اى، شوهرابولهب را، فلان روز (مثلا روز شنبه ) در خانه سرگرم عيش و نوش مى كنم و از همه جابى خبر مى سازم، شما همان روز، در غياب ابولهب محمد (ص ) را بكشيد).

💡 از آنجا که سوره‌های کوتاه قرآن، از جمله سورهٔ مسد، به صورت دفعی نازل شده‌اند، نمی‌توان احتمال جدایی آیات مربوط به همسر ابولهب از آیات ابتدایی سوره که مربوط به شخص ابولهب است را جدا دانست.

💡 2 اين آيه، مايه ى دلدارى پيامبر است كه اگر ابولهب، عموى تو كافر است، عموى ابراهيم نيز كافر بود. (قال اءراغبٌ اءنت )

💡 استثمار به هر شكل و به هر عنوانى، در منطق على عليه السلام محكوم بود، تعدادىانگشت شمار، ملّتى را به زنجير كشيده بودند و از خون آنها ارتزاق مى كردند از مجراىربا قدرت هرگونه تحرّك اقتصادى را از طبقه محروم سلب كرده بودند، ازآنها كارمى كشيدند ولى مزد نمى دادند، همه را بنده و برده خود مى دانستند، رئيس اين عدّه،ابوسفيان بود، ابولهب بود.

💡 ابولهب به بالين او رفت مشاهده كرد سعيد بن عاص گريه مى كندفقال مايبكيك يا ابا احيحه امن الموت تبكى و لابد منه ؟!) پرسيد چرا گريه مى كنى ؟اگر از ترس مرگ مى گريى كه فايده اى ندارد همه خواهند مرد. گفت نه از مرگ نگراننيستم گريه ام براى آن نيست، ولى گريه مى كنم از اينكه مى ترسم پس از من عزىپرستيده نشود.