تنگ گذاشتن
مترادفها
سخت گرفتن، محدود کردن
متضادها
گشاد کردن، رها کردن
لغت نامه دهخدا
تنگ گذاشتن. [ ت َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) در فشار گذاشتن. در منگنه گذاشتن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
- تنگ گذاشتن بادنجان؛ ( اصطلاح خانگی ) ریختن بادنجان پخته و امثال آن در سبد و مانند آن و سنگ بر روی آن نهادن تا آبش برود، برای ترشی افکندن و جز آن. ( یادداشت ایضاً ).
- تنگ گذاشتن جامه؛ در فشار اطو یا جز آن قرار دادن جامه برای هموار شدن. ( از یادداشت های مرحوم دهخدا ).
- تنگ گذاشتن حبوب؛ در منگنه گذاشتن دانه های روغنی برای استخراج روغن آن. ( از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا ).
|| ( اصطلاح بنایی ) آب ریختن روی سنگ آهک پخته تا بشکفد. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
در فشار گذاشتن. در منگنه گذاشتن
جمله سازی با تنگ گذاشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باز گذاشتن دست كسانى كه قصد توطئه نسبت به اسلام و ملت را دارند، خيانت است
💡 یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ ناتو، مداخله نظامی این سازمان در جنگ کوزوو در سال ۱۹۹۹ بود. در این جنگ ناتو برای ۷۸ روز کوزوو را بمباران کرد. تلاش کشورهای اروپایی و آمریکا برای تصویب قطعنامهای در شورای امنیت برای محکومیت جداییطلبان کوزوو با وتوی روسیه مواجه شد. در نهایت اعضای ناتو بدون قطعنامه شورای امنیت و با زیر پا گذاشتن قوانین بینالمللی به بهانه مسئولیت حمایت وارد جنگ شدند.
💡 جاستین بیبر در ۲۳ ژانویه ۲۰۱۴ در فلوریدا به جرم رانندگی درحالیکه تحت تأثیر الکل، ماریجوانا و دارو بودهاست و همچنین کورس گذاشتن با اتومبیل دستگیر شد. همچنین مشخص شد زمان اعتبار گواهینامه رانندگی وی نیز تمام شده بودهاست. وی تا اعلام رای دادگاه با وثیقه ۲۵۰۰ دلاری آزاد شد.