تنور اشور

لغت نامه دهخدا

( تنورآشور ) تنورآشور. [ ت َ ] ( اِ مرکب ) تنورشور. محراث. ( محمودبن عمر از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). محضاء. مسعار. ( یادداشت ایضاً ). رجوع به تنورآشوب شود.

فرهنگ فارسی

( تنور آشور ) تنور شور. محراث. محضائ

جمله سازی با تنور اشور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در موسیقی مدرن، فقط چهار کلید به‌شکل منظم استفاده می‌شود: کلید تربل، کلید باس، کلید آلتو و کلید تنور. از اینها، کلید تربل و کلید باس بیشترین استفاده را دارند.

💡 این معدن در غرب روستا و در کلات تجری سفلی قرار دارد در گذشته و امروزه مردم روستا جهت درست کردن کندو و تنور از خاک این تپه به صورت خاک رسی چسبناک و قرمز رنگ می‌باشد استفاده می‌کنند.

💡 خامی بود توقع روزی ز آسمان کی زین تنور سرد کسی بوی نان شنید

💡 برآ از جسم خاکی گر دل آسوده می خواهی که هرگز این تنور خام بی طوفان نمی باشد

💡 زمین بر دلیران شود چون تنوری هوا بر سواران شود چون حصاری

💡 به آن رسید که توفان بر آیدم بدو چشم ز سوز سینه همچون تنور کشته ما

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران