لغت نامه دهخدا
تمساح قتال. [ ت ِ ح ِ ق َت ْ تا ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از شمشیر است. ( انجمن آرا ).
تمساح قتال. [ ت ِ ح ِ ق َت ْ تا ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از شمشیر است. ( انجمن آرا ).
کنایه از شمشیر است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او نام خدای تمساح، سوبک، را بر خود داشت؛ خدایی که نماد زیبایی نزد مصریان بود. نام او به احتمالی «زیباییهای سوبک» معنا میدهد.
💡 چه میکند تمساحکوچولو را تا کنون ریچارد هایدن در فیلم آلیس در سرزمین عجایب و فیونا فولرتون در ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب اجرا کردهاند.
💡 چون از پایه منبر بزیر آمد، چون ماهی غوطه خورد و چون نهنگ و تمساح عبره کرد بعد از آن خیال او ندیدم و مقال او نشنیدم.
💡 تمساح خونی در نظرسنجی ایرنا از میان ۱۴ منتقد، ۴۱٫۵ از ۷۰ ستاره را کسب کرد. همچنین تمساح خونی فیلم برگزیده منتقدان و نویسندگان ماهنامهٔ سینمایی فیلم از میان فیلمهای جشنواره فجر شد.
💡 از فیلمهایی که وی در آنها نقش داشتهاست، میتوان به قرار ملاقات با یک رؤیا، مادامی که آنها خوشحال هستند، تمساحی به نام دیزی و بانوی زیبای من اشاره نمود.