لغت نامه دهخدا
شاه رام پیروز. ( اِخ ) ( شهر... ) نام شهری است که کسری پس از آنکه قوم موسوم به چول را سرکوب کرد و فقط هشتاد نفر که از بهترین مردان جنگی آن قوم بودند باقی گذاشت، آنان را بشهر شاه رام پیروز انتقال داد. ( ایران در زمان ساسانیان ص 392 ).
شاه رام پیروز. ( اِخ ) ( شهر... ) نام شهری است که کسری پس از آنکه قوم موسوم به چول را سرکوب کرد و فقط هشتاد نفر که از بهترین مردان جنگی آن قوم بودند باقی گذاشت، آنان را بشهر شاه رام پیروز انتقال داد. ( ایران در زمان ساسانیان ص 392 ).
نام شهری است که کسری پس از آنکه قوم موسوم به چول را سرکوب کرد و فقط هشتاد نفر که از بهترین مردان جنگی آن قوم بودند باق گذاشت آنان را بشهر شاه رام پیروز انتقال داد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به بانگ منادی نشد شاه رام به روز سپید و شب تیرهفام
💡 ز هجرش هر کسی خسته جگر بود وزیشان شاه رامین خستهتر بود
💡 چو از بیداد او آزاد گشتند به داد شاه رامین شاد گشتند