فرهنگستان زبان و ادب
{relapse precipitant} [اعتیاد] هر عاملی که بازگشت را تسریع کند متـ. تلنگر بازگشت، بازگشت آور relapse trigger
{relapse precipitant} [اعتیاد] هر عاملی که بازگشت را تسریع کند متـ. تلنگر بازگشت، بازگشت آور relapse trigger
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو بازگشت همیبرد سوی خیمه خویش ز خون دیده کناری عقیق دانه نار
💡 ندانم کجا با که دمساز گشت که نتواند از بیخودی بازگشت
💡 نور دیده و نوردیده بازگشت ماند در سودای او صحرا و دشت
💡 مگر دیو با او همآواز گشت که از راه یزدان سرش بازگشت
💡 چو بازگشت بیک تاختن بمهنه بشد از آنکه بود خراسان ز رنجها مضطر