ترک نشستن

لغت نامه دهخدا

ترک نشستن. [ ت َ ن ِ ش َ ت َ ]( مص مرکب ) پشت سر کسی بر مرکبی سوار شدن. دو پشته سوار مرکبی شدن: رِدف؛ از پی کسی بر مرکبی درنشستن.

جمله سازی با ترک نشستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مهمترین شرط بلاش بر تخت نشستن برادرش، تیرداد، در ارمنستان بود که بی درنگ از سوی پیتوس پذیرفته شد. پس از این رخدادها ارتش پیتوس به سوریه عقب‌نشینی کرد.

💡 با تغافل‌های او ایمن نشستن غافلی است دام در خاکست چون صیاد پرفن می‌رمد

💡 هر تار موی حافظ در دست زلف شوخی مشکل توان نشستن در این چنین دیاری

💡 برای مثال، هنگام تماشای تلویزیون، نشستن در اتومبیل، بازی با همسالان و … در نظر داشته باشید تشخیص زمانی که کودک ناخن می‌جود یا نمی‌جود، در انتخاب شیوه درمان می‌تواند نقش مهمی داشته باشد.

💡 از حضرت امير عليهم السلام است كه فرمودند: يك ساعت نزد علماء نشستن پيش خدامحبوبتر است از هزار سال عبادت كردن.

💡 نشستن بر سر سرو این نه شرط دوستی باشد به دشمن چون توگستاخی کندکی دشمن ای قمری

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز