ترش کلی

لغت نامه دهخدا

ترش کلی. [ ت ُ ک َ ] ( اِخ ) ده مخروبه ای است از بخش اترک شهرستان گنبدقابوس که در 6هزارگزی شمال داشلی برون و بر کنار رودخانه اترک، نزدیک مرز ایران و شوروی سابق قرار دارد. قبل از وقایع شهریور عده ای در آنجا ساکن بودند و فعلاً در نواحی مختلف دشت متفرقند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

ده مخروبه است از بخش اترک شهرستان گنبد قابوس که در ۶ هزار گزی شمال داشلی برون و بر کنار رودخانه اترک نزدیک مرز ایران و شوروی قرار دارد قبل از وقایع شهریور عده در آنجا ساکن بودند و فعلا در نواحی مختلف دشت متفرقند.

جمله سازی با ترش کلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خوش آنکه بر من لب تشنه خون ترش میشد مرا از آن ترشی آب در دهن می گشت

💡 تا چشم منت ماند از آن درج گهر دور؛ عمدا ز دی از لعل ترش قفل بدربر

💡 باز امروز این چنین زرد و ترش دست بر لب می‌زند کای شه خمش

💡 مگس ز سر ننهد شوق عشق شیرینی بابرویی که ترش کرده است حلوایی

💡 رخ ترش ‌کرد کاین دلیری تو هان و هان از کجاست ای مسکین

💡 عامه گفتندی که پیغامبر ترش از چه گشتست و شدست او ذوق‌کش

رگبار یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز