تبت کنب

لغت نامه دهخدا

تبت کنب. [ ت َت َ کُمْب ْ ] ( اِخ ) بیرونی بنقل «بشن پران » آرد یکی از طبقات جهنم است و جای امیرانی است که نسبت به رعایای خود توجه نداشته باشندیا آنهایی که با زن استاد خود زنا کنند یا آنانی که با مادرزن خود همبستر شوند. ( تحقیق ماللهند ص 30 ).

فرهنگ فارسی

بیرونی بنقل ( بشن پران ) آرد یکی از طبقات جهنم است و جای امیرانی است که نسبت به رعایای خود توجه نداشته باشند یا آنهائیکه با زن استاد خود زنا کنند یا آنانیکه با مادر زن خود همبستر شوند.

جمله سازی با تبت کنب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باش تا شیران تبت را کشد در پالهنگ واهوان تبتی را شیر در پستان‌کند

💡 همت یوسف لقاش هست بر تبت چنانک وقت نظر پیش او دلو فلک در چه است

💡 ۱٫۲ درصد از مردم نپال در کاتماندو، پایتخت نپال و ۳٫۲ درصد از مردم تبت در Q-M242 هستند.

💡 به حسن و ملح بسی بت پرست جست و نیافت بتی چنو به همه تبت و تتار اندر

💡 تبت (بوکان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بوکان در استان آذربایجان غربی ایران است.

💡 کوه چون تبت کند چون سایه بر کوه افکند باغ چون صنعا کند چون روی زی صحرا کند

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز