تای تسو

لغت نامه دهخدا

تای تسو. ( اِخ ) امپراتور چین و مؤسس سلسله قدیمی «چِئو» که از سال 951 تا 954 م. حکومت کرد.
تای تسو. ( اِخ ) امپراتور چین و مؤسس سلسله «مینگ »ها که از سال 1368تا 1398 م. حکومت کرد. وی کشور خود را که بر اثر جنگهای طولانی درهم و برهم شده بود، آرامش بخشید و ژاپنیها را از کشور چین بیرون راند. وی کشور چین را به 13استان تقسیم کرد و تشکیلات نوی در آن برقرار ساخت.

فرهنگ فارسی

( تای تسو ) امپراتور چین و موسس سلسله ( مینگ ) ها که از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۹۸ میلادی حکومت کرد وی کشور خود را که بر اثر جنگ های طولانی درهم و برهم شده بود آرامش بخشید و ژاپنیها را از کشور چین بیرون راند.

جمله سازی با تای تسو

💡 ماییم و آب دیده که سقای کوی دوست ده مشک از این متاع به یک تای نان دهد

💡 ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم گوش خود بر دم شش تای طرب بنهادیم

💡 زلفت دوتاست ای جان لیکن ز روی وحدت در عالم هویت یکتاست تای زلفت

💡 به سایة تو در آتش نشیمن است چمن را به زیر گل چو تو با تای پیرهن بنشینی

💡 یک قبا جانم که از تن رفته بود دیدم آنگه در ته یک تای اوست

💡 بگشت باغ رفت آن شاخ گل با تای پیراهن منش هچون صبا از پی به بوی پیرهن رفتم