تاوان نهادن

لغت نامه دهخدا

تاوان نهادن. [ ن َ دَ ] ( مص مرکب ) گناه یا جرمی را بر کسی نهادن. کسی را مجرم و گنه کار دانستن: پس آنچه شما کردید تاوان آن چون بر دیگران می نهید؟ ( کتاب النقض ص 387 ). آنچه شما رافضیان کردید تاوان با دیگران چون می نهید؟ ( کتاب النقض ص 386 ). رجوع به تاوان و ترکیبات دیگر آن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) تقصیر نهادن بگردن کسی.

جمله سازی با تاوان نهادن

💡 تاوان با نام قبلی لایه‌های دروغ اولین فیلم اکشن مشترک ایران و فنلاند محصول سال ۱۴۰۰ است.

💡 جان همی‌دادم به آسانی، فراقت گفت هی این توقّف بین که پنداری که تاوان می‌دهد

💡 در تابم ازان سنبل پرتاب که در شهر دل دزدد و جان خواهد و هم باز به تاوان

💡 تیمار کار خویش تو خود خور، که دیگران هرگز برای جرم تو، تاوان نمی‌دهند

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن نقش داشته است، می‌توان به تاوان و چهارراه‌های نیویورک اشاره کرد.

💡 قسمت دوم: تاوان غرور و گستاخى قدرت نمايى قمر بنى هاشم عليه السلام و اقدام وىبه تنبيه...