تافته بافی
لغت نامه دهخدا
تافته بافی. [ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) عمل بافتن تافته. بافتن پارچه ابریشمین. || ( اِ مرکب ) جائی که در آن تافته بافند.
فرهنگ فارسی
عمل بافتن تافته بافتن پارچه ابریشمین ٠
جمله سازی با تافته بافی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عکسی بود از شمسه ایوان جلالت خورشید، که رخ تافته ز این گنبد دوار
💡 مسئله او در گام اول ترسیم مصاف به موسسهای در قامت یک دولت با راهکارهایی برای همهچیز بود؛ موسسهای که به اعتقاد او تافتهای جدا بافته بود.
💡 tafetán: به معنی نوعی پارچه ابریشمی تافته، برگرفته از واژه تافته
💡 قرص قمر بشکافته زو طیبه طیبت یافته و آن کز خطش سر تافته گشته سرش از تن جدا
💡 از اين رو، بالاترين مرتبه دنيوى، از آن پارسايانست كه از دنيا روى بر تافته اند،با آن كه ظواهر دنيا را با چشم مى بينند و به آخرت روى آورده اند، با آن كه تنها،خبرى از آن شنيده اند.
💡 رای تو بر آسمان بارگهی زد که هست بافته از قطب میخ تافته صبحش طناب
💡 هنر تافته بافی یکی از تکنیکهای بسیار ظریف در صنعت نساجی سنتی است که نیاز به دقت بسیار بالا و مهارت دستی دارد.
💡 بسیاری از هنرمندان و صنعتگران از روش تافته بافی برای خلق پارچههای با طرحهای پیچیده و بسیار زیبا جهت استفاده در پوشاک استفاده میکنند.
💡 در بازار صنایع دستی، پارچههای حاصل از تافته بافی به دلیل کیفیت بالا و زیبایی خیرهکننده، همواره مورد توجه خریداران قرار میگیرند.