لغت نامه دهخدا
تاجیکاباد. ( اِخ ) موضعی بود در طسوج فیستین از رستاق ساوه. ( تاریخ قم ص 114 ). || مزرعه تاجیکاباد دروازه قم. ( تاریخ قم ص 140 ). و رجوع به همان کتاب ص 118 شود.
تاجیکاباد. ( اِخ ) موضعی بود در طسوج فیستین از رستاق ساوه. ( تاریخ قم ص 114 ). || مزرعه تاجیکاباد دروازه قم. ( تاریخ قم ص 140 ). و رجوع به همان کتاب ص 118 شود.
تاجیک آباد. تاجیک آباد جماعت و شهرکی در مرکز کشور تاجیکستان است که در ناحیهٔ تاجیک آباد ناحیه های تابع جمهوری قرار دارد. جمعیت این جماعت ۲۴، ۱۸۱ است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روسها از این مخالفت تاجیکان آسیای میانه بشدت نگران بودند؛ همزمان این مخالفتها به سایر نقاط تاجیکنشین در حال گسترش بود.
💡 بسیاری از باشندگان مرغاب، امروزه تاجیکها و دامداران قرقیزتبار هستند و در فصل زمستان سردی هوای این منطقه تا ۵۵-۵۰ درجه زیر صفر میرسد.
💡 به مدت سه سال، بابر بر ساخت یک ارتش قدرتمند تمرکز کرد به خصوص سربازگیری از تاجیکهای بدخشان.
💡 ساز نافهمیدگیکوک است،کو علم و چه فضل هرکجا دیدیم بحث ترک با تاجیک بود
💡 کیست کز غم عشقش جان به در تواند برد دیلم است یا کرد است ترک یا که تاجیک است
💡 چو یکسان است آنجا ترک و تاجیک هم از ایران هم از توران دریغا