بیو بردن

لغت نامه دهخدا

بیوبردن. [ ی َ / یُو ب َ دَ ] ( مص ) اوباردن و اوباشتن و اوباریدن. صاحب برهان بیوبرد را نیز مرادف این مصدر دانسته و نوشته است ماضی بیوباریدن است یعنی ناجاویده فروبرد و بلع کرد. و بمعنی مصدر هم آمده است که ناجاویده فروبردن باشد و در این لغت نیز همزه را به «یا» بدل کرده اند. همچو بانداخت که بینداخت شده. ( برهان ). رجوع به اوباریدن، اوبردن و بیوباریدن شود.

فرهنگ فارسی

اوباردن و اوباشتن و اوباریدن ٠

جمله سازی با بیو بردن

💡 على (ع ) اقيانوس بيكرانه اى است كه دست يافتن بر اعماق ذخاير و گنجينه هاىفضيلت و دانشش، كار هيچ شناور و غواصى نيست؛ و پى بردن به اندازه و قدرش راهيچ گونه پيمانه و وسيله سنجشى نه.

💡 زوج جوان با نشاط تا زوریخ با ماشین سرباز رانندگی می کنند. برونته می گوید وقتی پل برای کار به این سفر آمده، همراه بردن او ديوانگی بوده است.

💡 می توان بردن به آسانی زیر برگ لاله داغ خون ما را شستن از دامان قاتل مشکل است

💡 نیستش پروای کس آنشوخ و کس را دل نماند وای اگر آن بیوفا در قصد دل بردن بود

💡 به دندان و لب شیرین مسلم نیست دل بردن جز آن یاقوت لب، معشوقِ مروارید دندان را

💡 آیین تو دل بردن است، ای چشم خلقی سوی تو خوی تو مردم کشتن است، ای من غلام روی تو

سازنده یعنی چه؟
سازنده یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز