لغت نامه دهخدا
بیت الدوا. [ ب َ تُدْ دَ ] ( ع اِ مرکب ) دواخانه یا دارالشفا. ( آنندراج ). بیت الدواء. داروخانه:
ترتیب کرده است ز بیت الدوا فلک
از خوشه جو، ز صبح سنا، وز حمل لسان.جمال الدین عبدالرزاق ( از آنندراج ).
بیت الدوا. [ ب َ تُدْ دَ ] ( ع اِ مرکب ) دواخانه یا دارالشفا. ( آنندراج ). بیت الدواء. داروخانه:
ترتیب کرده است ز بیت الدوا فلک
از خوشه جو، ز صبح سنا، وز حمل لسان.جمال الدین عبدالرزاق ( از آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اِرسالُالْمَثَلها در شعرِ حافظ دو گونه هستند: دستهٔ نخست، یادکردِ مثلهای دیگر شاعران و نویسندگان در شعر هستند مانند «علاج کی کنمت آخر الدوا الکی» یا «که زور مردمآزاری ندارم»؛ و دستهٔ دوم — که عمدهٔ ارسالالمثلهای شعر حافظ را دربرمیگیرند — اشعارِ خودِ اوست که مَثَل شدهاند و تا پیش از او گذشتهای نداشتهاند و در شعرِ حافظ جان میگیرند.
💡 ( الصادق عليه السلام: الاخوان ثلاثه فواحد كالغذا الذى يحتاج اليهكل وقت العاقل و الثانى فى معنى الدا وهو الاحمق و الثالث فى معنى الدوا فهو اللبيب.(984) )
💡 مردا شکمخواره دایم دردمند آید از آنک معده باشد بیت داء پرهیز شد راس الدوا