بویا کردن

مترادف‌ها

رنگ کردن، رنگ‌آمیزی کردن

لغت نامه دهخدا

بویاکردن. [ ک َ دَ] ( مص مرکب ) صاحب بو کردن. بودار کردن:
خاک و باد و آب وآتش کو ندارد رنگ و بوی
نرگس و گل را چگونه رنگی و بویا کند.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

صاحب بو کردن. بودار کردن

جمله سازی با بویا کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از مشک سیاه ناب بویا زلف وز سیم سپید خام تابان بر

💡 حمل بویا مشک بودی تنگها بر تنگها بار مروارید بودی کاروان در کاروان

💡 مرد عاشق ز عشق گویا شد گل ببین کو ز گل چه بویا شد؟

💡 گلش سربه سر درّ گویا بود درخت و گیا مشک بویا بود

💡 بویا ۲۷٫۹ کیلومترمربع مساحت و ۶٬۷۵۸ نفر جمعیت دارد.

💡 طوطی گویا شدم چون شکرستانم اوست بلبل بویا شدم چون گل و گلزارم اوست

💡 هنرمندان برای خلق آثار هنری خیره‌کننده، از مواد رنگی مختلفی برای بویا کردن بوم‌های بزرگ خود استفاده می‌کنند تا بتوانند احساساتشان را به تصویر بکشند.

💡 در فرآیند صنایع دستی سنتی، از رنگ‌های طبیعی استخراج شده از گیاهان برای بویا کردن پارچه‌های ابریشمی و نقش‌بندی آن‌ها بر روی اشیاء استفاده می‌شود.

💡 کارگران کارخانه با دقت بسیار بالا مشغول بویا کردن قطعات فلزی خودرو هستند تا لایه‌ای محافظ در برابر اکسیداسیون و زنگ‌زدگی بر روی آن‌ها ایجاد شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران