بوی جهودان
لغت نامه دهخدا
بوی جهودان. [ ی ِ ج ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) درختی است و نام دیگر آن دَوم است و بهندی آنرا کوکل نامند. مقل. ( یادداشت بخط مؤلف ):فرض؛ بار درخت بوی جهودان تا وقتی که سرخ باشد. دَوم؛ درخت بوی جهودان و بهندی کوکل است. مِسطَح؛ بوریاکه از برگ بوی جهودان بافته باشند. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
درختی است و نام دیگر آن دوم است و بهندی آنرا کوکل نامند. مقل.
جمله سازی با بوی جهودان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و در سنه دو نيمه شوال كه بيست ماه از هجرت گذشته بود غزوه بَنى قَيْنُقاع پيش آمدو قـَيْنُقاع (196) طايفه اى از يهودان مدينه مى باشند. بدان كه كفار بعد ازهـجـرت پـيـغـمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم با آن حضرت سه قسم بودند. قسمى آنانبـودنـد كـه حـضـرت بـا آنـها قرار گذاشته بود كه جنگ نكنند با آن حضرت و يارى همنكنند دشمنان آن حضرت را و ايشان جهودان بنى قُرَيْظه و بنى النَّضير و بنى قَيْنُقاعبودند.
💡 در حديث ديگرفرمود كه اگر با اهل ذمه يعنى جهودان يا ترسايان و گبران مصافحهكنى دست را بخاك يا بديوار بمال، و اگر با دشمناهل بيت مصافحه كنى دست را بشوى، مشهور ميان علماءِ آنستكه دست بخاك يا بديوارماليدن در صورتيست كه دست مسلمان و ايشان هيچيك تر نباشند.
💡 وَ یَتَعَلَّمُونَ ما یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ آن میآموزند که در دنیا و آخرت ایشان را بکار نیاید و سود نکند. وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ و جهودان نیک دانستند که هر که سحر خرد و پسندد و آموزد و کند و کار بندد امروز بیدین است و فردا از خیر آن جهانی بی بهره.