بولی دادن

لغت نامه دهخدا

بولی دادن. [ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) تیز کردن جانور شکاری بر جانور دیگر و این جانور، خواه صحرایی باشد، خواه خانگی. و آنرا در عرف هند، باولی گویندو ظاهراً اول مخفف این است. ( آنندراج ):
بازدار فلک از بهر تذروافکنی ام
خواست بولی بدهد بر مگس انداخت مرا.ملاطغرا ( از آنندراج ).و رجوع به ماده قبل شود.

فرهنگ فارسی

تیز کردن جانور شکاری بر جانور دیگر و این جانور خواه صحرایی باشد خواه خانگی و آنرا در عرف هند باولی گویند و ظاهرا اول مخفف اینست.

جمله سازی با بولی دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نزد عاقل هیچ فرقی نیست گاه مصلحت آنچه بولی می‌کنی تازانج آبی می‌خوری

💡 میهمان عبرتی زین ‌گرد خوان غافل مباش آب و نان اینجا به بولی و به رازی می‌کشد

💡 که توسط ماشین حرف معین پذیرفته شده‌است می‌تواند توسط مدارات بولی یکنواخت با عمق

💡 روی عن النبی صلّی اللَّه علیه و آله و سلم انه قال: «لا نکاح الّا بولی مرشد و شاهدی عدل»

💡 دهستان بولی، یکی از دهستان‌های بخش بولی شهرستان چوار در استان ایلام ایران است.

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز