لغت نامه دهخدا
بهم ماندن. [ ب ِ هََ دَ ] ( مص مرکب ) بهم مانستن. شبیه یکدیگر بودن.
بهم ماندن. [ ب ِ هََ دَ ] ( مص مرکب ) بهم مانستن. شبیه یکدیگر بودن.
بهم مانستن ٠ شبیه یکدیگر بودن ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا قیامت دل ما تیره نخواهد ماندن لیلی آخر ز سیه خانه برون می آید
💡 چو فرد نیز رود طعن باز پی ماندن توان به جسم نحیفش زد از تقدم جان
💡 نرفت یک قدم از پیش، کارم از ماندن هنوز مهلت ازین روزگار میخواهم
💡 تو تشنه لب جان بسپری من زنده با این چشم تر ماندن ز مردن تلخ تر
💡 هرچه سریعتر شناسایی شود، شانس بیشتری برای زنده ماندن وجود دارد.