لغت نامه دهخدا
بنان تبان. [ ب َ ن ِ ت َب ْ با ] ( اِخ ) از کسانی است که آیه «تنزل علی کل افّاک اثیم » ( قرآن 222/26 ). در شأن اوبوده است. رجوع به تنقیح المقال مامقانی ج 1 شود.
بنان تبان. [ ب َ ن ِ ت َب ْ با ] ( اِخ ) از کسانی است که آیه «تنزل علی کل افّاک اثیم » ( قرآن 222/26 ). در شأن اوبوده است. رجوع به تنقیح المقال مامقانی ج 1 شود.
از کسانی است که آی. (( تنزل علی کل افاک اثیم ) ) در شان او بوده است ٠
💡 زهیگرفته تیغ و سنان چه بحر و چه بر زهیگشوده بهکلک و بنان چهخشک و چهتر
💡 شکست دستی کز ساعد و بنان لطیف بکوه آهن و پولاد انکسار آورد
💡 مرا بنان گهر بار طوطئی است که هر دم به جای بیضه برآرد هزار دانه ی گوهر
💡 ازکِلک و بَنان تو دل خلق بنازد گویی اَمَل خلق در آن کلک و بنان است
💡 گر زرفشاند هر کس من در فشانده ام در زیر نعل مرکب تو از بنان عقل