لغت نامه دهخدا
بنات وردان. [ ب َ ت ُ وِ ] ( ع اِ مرکب ) آنچه در نجاست است از کرمها. ( زمخشری ) صرصر. زیز. جقا. سوسک سرخ. کرمهای نجاست. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). و رجوع به تذکره داود ضریر انطاکی ص 88 شود.
بنات وردان. [ ب َ ت ُ وِ ] ( ع اِ مرکب ) آنچه در نجاست است از کرمها. ( زمخشری ) صرصر. زیز. جقا. سوسک سرخ. کرمهای نجاست. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). و رجوع به تذکره داود ضریر انطاکی ص 88 شود.
آنچه در نجاست است از کرمها ٠ صرصر زیز جقا ٠ سوسک سرخ کرمهای نجاست ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یغیشه که خود در این ماجرا، وردان (وارطان) مامیکونیان سردسته شورشیان را همراهی کرده بود، دربارهٔ فشار یزدگرد دوم بر شورشیان و واداشتن شاه اران به پذیرش آئین زرتشت، نوشت: «یزگرد، شاه شاهان با اصرار او را به بغ بدل کرد».
💡 وردان نیز فرار کرد اما وقتی به خانه رسید، پسرعمویش وی را دید که حریر از سینه باز میکرد و به وی ظنین شد و وردان را کشت.
💡 هیچ؛ در بخش ۱۲٬۰۰۰ عمومی کیپ وردان escudos در هر ماه برای ورود به سطح یک کارگر [۲۷] [۲۸]
💡 پس علم را از وردان گرفته به ميدان رفت و با صداى بلند رجز مى خواند. اميرالمؤ منينعلى عليه السلام آواز او را شنيد، به ميدان نزديك شد و رجز او را پاسخ داد.
💡 پس از این واقعه یزگرد دوم آذرهرمزد را که از دودمان شاهان پارتی بود، به مرزبانی ارمنستان گمارد و تنی چند از سران شورش را پس از کشته شدن وردان مامیکونیان به ماورای دریای مازندران (کاسپین) تبعید کرد.