لغت نامه دهخدا
بنات الدهر. [ ب َ تُدْ دَ ] ( ع اِ مرکب ) حوادث زمانه. ( مهذب الاسماء ). || در بعضی مقامه ها بمعنی خرمابن هم آمده است. ( از المرصع ).
بنات الدهر. [ ب َ تُدْ دَ ] ( ع اِ مرکب ) حوادث زمانه. ( مهذب الاسماء ). || در بعضی مقامه ها بمعنی خرمابن هم آمده است. ( از المرصع ).
( ایم ) پیشامدهای روزگار وقایع حوادث.
حوادث زمانه. یا در بعضی مقامه ها بمعنی خرمابن هم آمده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الف قال رسول الله صلّى اللّه عليه و آله: من كان له امراءة تؤ ذيهلميقبل الله صلاتها و لا حسنة من عملها حتى تعينه و ترضيه و ان صامت الدهر... و علىالرجل مثل ذلك الوزر و العذاب اذا كان لها موذياظالما.وسائل / 14 /1 16
💡 لو لم يبق من الدهر الا يوم لبعث الله رجلا مناهل بيتى يملؤ ها عدلا كما ملئت جورا
💡 و قالوا ما هى الا حياتنا الدنيا نموت و نحيا و ما يهلكنا الا الدهر...
💡 گروهى آن را واجب الوجود دانسته اند و با روايت (لا تسبو الدهر فان الدهر هو الله )روزگار را سب نكنيد زيرا دهر همان الله است. موافق دانسته اند.
💡 قال على عليه السلام: ما قال الناس لشى ء طوبى له الاّ و قد خبّاءَ له الدهر يومسوء.