بنات البطون

لغت نامه دهخدا

بنات البطون. [ ب َ تُل ْ ب ُ ] ( ع اِ مرکب ) روده ها. بخور. ( از المرصع ). رودگانی. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ فارسی

روده ها. بخور. رودگانی.

جمله سازی با بنات البطون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سـپـس مـى افـزايـد: (هـمـانـنـد فـلز گـداخـتـه در شـكـم گـنـهـكـاران مـى جـوشـد)!(كالمهل يغلى فى البطون ).

💡 تا سیم بود، بود میان پایشان چو سیم دادیم سیم و کرد میان پای فی البطون

💡 و عن ذلك ما حرس الله عباده المؤ منين بالصلوة و الزكوة و مجاهدة الصيام فى الايامالمفروضات تشكينا لا طرافهم و تخشيعا لا بصارهم و تذليلا لنفوسهم و تخفيضالقلوبهم و اذهابا للخيلاء عنهم و لما فى ذلك من تعفير عتاق الوجوه بالتراب توضعا والتصادق الكرائم الجوارح با لارض تصاغرا و لحق البطون بالمتون من الصيامتذللامع ما فى الزكوة من صرف ثمرات الارض و غير ذلك الىاهل المسكنة و الفقر(41)

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
ماتیک یعنی چه؟
ماتیک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز