لغت نامه دهخدا
بری بیجه. [ ب َ ج َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش موسیان شهرستان دشت میشان. سکنه آن 300 تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و روغن است. ساکنان این ده از طایفه عرب کعب می باشند. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 6 ).
بری بیجه. [ ب َ ج َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش موسیان شهرستان دشت میشان. سکنه آن 300 تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و روغن است. ساکنان این ده از طایفه عرب کعب می باشند. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 6 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بره بیجه، روستایی در دهستان نهرعنبر بخش موسیان شهرستان دهلران در استان ایلام ایران است. این روستا، مرکز دهستان نهرعنبر است.
💡 اوزن بیجه، روستایی از توابع بخش گرمخان شهرستان بجنورد در استان خراسان شمالی ایران است.