لغت نامه دهخدا
برکه زلزل. [ ب ِ ک َ ی ِ زِ زِ ] ( اِخ ) به بغداد است. منسوب به زلزل رازی عودی معروف.
برکه زلزل. [ ب ِ ک َ ی ِ زِ زِ ] ( اِخ ) به بغداد است. منسوب به زلزل رازی عودی معروف.
ببغداد است منسوب به زلزل رازی عودی معروف.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سحاب فضل و اشک حاج و آب شعر من برکها را برکههای بحر عمان دیدهاند
💡 آبیچهها (نام علمی: Enallagma) نام یک سرده از تیره سنجاقکهای برکه است.
💡 برکه نالم از عقوبتهای بیداد امل آه از امروزی که صرف فکر فردا میکنم
💡 برکه (دیواندره)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان دیواندره در استان کردستان ایران است.
💡 «جاوید آب حیوان زین برکه شرمسار» «هر بار نوشی آبی گو لعل بریزید»
💡 آن یکی گفت مرا برکه سپاری آخر و آن دگر گفت که خود رای چه داری آخر