لغت نامه دهخدا
( بردگر آلیر ) بردگر آلیر. [ ب َ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کشور بخش پاپی شهرستان خرم آباد در 48 هزارگزی جنوب باختری سپیددشت و 18 هزارگزی باختر ایستگاه کشور. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
( بردگر آلیر ) بردگر آلیر. [ ب َ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کشور بخش پاپی شهرستان خرم آباد در 48 هزارگزی جنوب باختری سپیددشت و 18 هزارگزی باختر ایستگاه کشور. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
( بردگر آلیر ) دهی است از دهستان کشور بخش پاپی شهرستان خرم آباد در ۴۸ هزار گزی جنوب باختری سپیددشت و ۱۸ هزار گزی باختر ایستگاه کشور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در جان غم عشق او نهان باید داشت تا بردگران عیان نگردد دردم
💡 تا بدامان قیامت سر فرودر جیب شرم در بردگر بوی خلقش بشنود مشک ختن
💡 و آنکه به شب بردگری دیده دوخت خاک سیه بستد و گوهر فروخت