لغت نامه دهخدا
( بر آب گفتن ) بر آب گفتن. [ ب َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) زود گفتن.فی الحال گفتن. زود جواب دادن. ( آنندراج ) ( برهان ).
( بر آب گفتن ) بر آب گفتن. [ ب َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) زود گفتن.فی الحال گفتن. زود جواب دادن. ( آنندراج ) ( برهان ).
( بر آب گفتن ) زود گفتن زود جواب دادن.
💡 2 با مشكل سخت ديگرى مواجه شدم كه قادر به گفتن آن نيستم.
💡 ناصح از گفتن بیهوده مبر وقت نشاط هرچه گویی تو چنانم من و صد چندانم
💡 ●به آنها توهین نکنید، مثلاً با گفتن اینکه آنها به دنبال جلب توجه هستند
💡 درین گفتن بسی سرها عیانست همی گویم ته این معنی نهانست
💡 عارفى گفته است: سه چيز موجب سختى دل است. بى شگفتى خنديدن، و بى گرسنگىخوردن و بى نيازى سخن گفتن.
💡 خموش چون شود از گفتن بلی آنکو بگوش هوش خطاب الست از تو شنید