لغت نامه دهخدا
( بر آب انداختن ) بر آب انداختن. [ب َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) ظاهر و فاش کردن:
تا چه خواهد کرد با ما تاب و رنگ عارضت
حالیا نیرنگ نقش خود بر آب انداختی.حافظ.
( بر آب انداختن ) بر آب انداختن. [ب َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) ظاهر و فاش کردن:
تا چه خواهد کرد با ما تاب و رنگ عارضت
حالیا نیرنگ نقش خود بر آب انداختی.حافظ.
( بر آب انداختن ) ظاهر و فاش کردن.
💡 یک فرد شبه نظامی بعد از اینکه یک توطئه را کشف میکند دست به کار میشود تا افشا سازی کند. او درمیابد که گروهی قصد ایجاد توطئه برای به راه انداختن یک جنگ را در سر دارند...
💡 آرى... اين، شجاعت و قهرمانى مى خواهد. دليرى فقط در تيغ كشيدن و تير انداختن نيست.ميدان رزم، فقط جبهه بيرونى جنگ با دشمن روياروى، نيست. (نفس ) نيز حريفى استكه براى مبارزه، (حريف ) مى طلبد.
💡 مخالفان برنامه از مواردی مانند غمانگیز بودن، دور بودن سوژههای برنامه از متن جامعه و انداختن مسئولیت مشکلات اجتماعی به گردن مردم به جای مسئولان انتقاد کردهاند.
💡 "حس نکردن اندوه، ترس را به زندگی ما راه میدهد. هرچه بیشتر احساس اندوه را به تعویق بیندازیم، ترس ما از آن عظیمتر میشود. به تعویق انداختن بروز یک احساس، باعث رشد انرژی آن میشود. در همین حال، به نظر میرسد که «اندوه بهطور کلی نوعی مهار تمایل بدوی به ابراز احساسات خشونتآمیز است که با ترس و خودتخریبی شناخته شده و در عزاداری دیده میشود.»
💡 O كلمه ((ننسها)) از مصدر ((انساء)) به معناى تاءخير انداختن يا حذف كردن است. بدين معنا كه نزول آيه به تاءخير افتد و پس از مدّتى نازل شود.
💡 دکتر «کینگ شولتز» که یک شکارچی جایزهبگیر است، بردهای سیاه پوست به نام «جنگو» را می خرد تا به او در به دام انداختن سه برادر خلافکار کمک کند، پس از کشتن آن خلافکاران دکتر «کینگ شولتز» به جنگو کمک میکند تا همسرش را که در چنگ یک مزرعه دار ثروتمند و بی رحم بنام «کلوین کندی» است را نجات دهد…