لغت نامه دهخدا
بخت نرسه. [ ب ُ ت ِ ن ِ س ِ ] ( اِخ ) بخت النصر. ( مجمل التواریخ و القصص ص 436 ). و رجوع به بختنصر شود.
بخت نرسه. [ ب ُ ت ِ ن ِ س ِ ] ( اِخ ) بخت النصر. ( مجمل التواریخ و القصص ص 436 ). و رجوع به بختنصر شود.
بخت النصر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برزشاپور ممکن است با شاپور ارگبدی که از او در سنگنوشته پایکولی یاد شده، یکسان باشد. یک متن مانوی نیز به شاپوری اشاره میکند که تا زمان مرگ نرسه در سال ۳۰۲ در خدمت او بودهاست. این شواهد نشان میدهد که احتمالاً همه این شخصیتها در واقع یک نفر بودهاند.
💡 ۳۰۰سال پس از نرسه، این بار در طاق بستان، در سنگنگاره خسرو پرویز، او با اینکه تاج را باز از دستان یک مرد میگیرد، ولی این بار یک زن (شاید آناهیتا) در پشت سر او ایستاده و بر پشت پایش آب میریزد.
💡 این کتیبه در اصل حاوی نام بهرام اول بوده و نقش او بر بالای آن قرار داشته است؛ اما بعداً برادر او، نرسه، نام خود را به جای بهرام نگاشتهاست. متن این کتیبه به فارسی میانه بوده و نام و عنوان و نسب نرسه را دربردارد.
💡 با این حال، به گفته شرح حال پی شینگ جیان، پی هنگام اطلاعرسانی اوضاع سیاسی ایران به امپراتور گائوزونگ، اظهار داشت که پیروز قبل از سال ۶۷۸میلادی درگذشته.براین اساس شاهزاده ایرانی که اسکورت شده بود پسر پیروز، نرسه بودهاست.