لغت نامه دهخدا
( بخت آفرید ) بخت آفرید. [ ب ُ ] ( اِخ ) یکی از مفسرین اوستا در عهد ساسانیان. ( از خرده اوستاص 27 ). و رجوع به سبک شناسی بهار ج 1 ص 54 و 114 شود.
( بخت آفرید ) بخت آفرید. [ ب ُ ] ( اِخ ) یکی از مفسرین اوستا در عهد ساسانیان. ( از خرده اوستاص 27 ). و رجوع به سبک شناسی بهار ج 1 ص 54 و 114 شود.
( بخت آفرید ) یکی از مفسرین اوستا در عهد ساسانیان.
اسم: بخت آفرید (دختر) (فارسی) (تلفظ: bakht-afarid) (فارسی: بخت آفرید) (انگلیسی: bakht-afarid)
معنی: آفریده بخت و اقبال
💡 کرده یاقوتی طبقها را ز زر ناب پر گوییا ضحاک گل بر گنج افریدون زده ست
💡 دارای افریدون نسب، جمشید اسکندر حسب دارنده ی دین عرب، فر مانده ی ملک عجم
💡 گویی افریدون بنشسته بر اورنگ شهی کاوه استاده به دستیش و به دستی قارن
💡 اصل تأیید و بزرگی و سعادت بادت خلعت خسرو دارا دل افریدون فر
💡 کاوه را چون فر افریدون یافت چه غم کوره و سندان و دم است
💡 دست زرپاشش بیکدم بر فقیران بخش کرد گنج افریدون که باج از قیصر و دارا گرفت