لغت نامه دهخدا
( بتنگ آمدن ) بتنگ آمدن. [ ب ِ ت َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) تنگ آمدن. به جان آمدن. عاجز و ملول شدن. ( آنندراج ):
هست برین فرش دورنگ آمده
هر کسی از کار بتنگ آمده.نظامی.بتنگ آمد دل از بی همدمیها رو بکوه آرم
مگر آنجا کنم پیوند فریادی به فریادی.صائب.