بانو هذری

لغت نامه دهخدا

بانو هذری. [ ] ( اِخ ) نام ناحیتی است در کردستان. به روایت فتوح البلدان، عمربن خطاب، عتبةبن فرقد را حاکم موصل ساخت ( در سال 20 هَ. ق. ). و او با مردم نینوی جنگید و سپس مرج و قرای آن و سرزمین بانوهذری و باعذری و... را گرفت. ( از کرد و پیوستگی نژادی او ص 176 ).

جمله سازی با بانو هذری

💡 زرتشتیان بر این باورند که «هریشت» محل غایب شدن یکی از کنیزهای بانوی «یزدگرد ساسانی» است.

💡 در سایهٔ تو بانوی مشرق گرفته جای دریاست در جزیره و سیمرغ در حصار

💡 غلام درگه او گر غلام و گر خواجه کنیز مطبخ او گر کنیز و گر بانو

💡 شد یوسفِ ما را ملکِ مصر خریدار نک بانوی مصر است بر این گفته گواهی

💡 بيانات امام خمينى در جمع گروهى از بانوان شهرهاى باختران، سنندج،دزفول، بروجن و تهران

💡 نبود سزا به جز تو برادر رسول را بانوی خانهٔ تو نزیبد به جز بتول