بان پرست

لغت نامه دهخدا

بان پرست. [ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) در زبان سنسکریت، گوشه نشین و زاهد را گویند. ( آنندراج ). منزوی. تارک دنیا. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

گوشه نشین و زاهد است

جمله سازی با بان پرست

💡 كه در اين صورت (يعنى اگر به بت پرستان اندك توجهى مى كردى )، كيفر اينعمل را به تو مى چشانديم و عذاب تو را در دنيا و آخرت مضاعف مى كرديم آنگاه از قهر وخشم ما هيچ ياورى بر خود نمى يافتى (75).

💡 بـعضى گفته اند: آنها دوگانه پرست بودند و معتقد بودند (نعوذ بالله ) خدا و شيطانبرادرند! خدا خالق نيكى ها است و شيطان خالق شرور!

💡 جان طرب پرست ما عقل خراب مست ما ساغر جان به دست ما سخت خوش است ای خدا

💡 پس مراد از (عباد) در جمله (ان يتخذوا عبادى من دونى اولياء) هر چيزى و هر كسى استكه مورد پرستش بت پرستان قرار بگيرد، چه ملائكه باشد و چه جن، و چه كملين ازبشر.

💡 شد عارف و عامی همه را عار از من بدنامی بت پرست و دیندار ازمن

💡 به سیه کاری از خدمت تو دورم کرد که سیه بادا روی فلک سفله پرست