باقل اباد

لغت نامه دهخدا

( باقل آباد ) باقل آباد. [ق ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حسین آباد بخش دیوان دره شهرستان سنندج که در 6 هزارگزی شمال حسین آباد بر کنار راه شوسه فعلی سنندج به سقز واقع است. ناحیه ایست کوهستانی و سردسیر و دارای 360 تن سکنه، آب آنجا از رودخانه و چشمه تأمین میشود. محصول عمده آن غلات و توتون و حبوبات و لبنیات و صیفی و شغل مردمش زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
باقل آباد. [ ق ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کلاترزان بخش رزاب شهرستان سنندج که در 26 هزارگزی شمال خاوری رزاب و 14 هزارگزی جنوب باختری مریوان به سنندج واقع است. ناحیه ایست کوهستانی و سردسیر و دارای 200 تن سکنه، آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول عمده آن غلات و توتون و پنبه و شغل مردمش زراعت و گله داری و راهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

دانشنامه عمومی

باقل آباد. باقل آباد، روستایی از توابع بخش کلاترزان شهرستان سنندج در استان کردستان ایران است این روستا در حوالی سد آزاد قرار دارد.
این روستا در دهستان کلاترزان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۰۵ نفر ( ۵۰خانوار ) بوده است.

جمله سازی با باقل اباد

💡 چو نُقل بزم شود نَقل دست همّت تو چو آفتاب، زر افشان شود لب باقل

💡 سخن به پیش تو آراستن چنان باشد که تحفه بر در سحبان سخن برد باقل

💡 بر دعا ختم کن ای ابن یمین بیش مگوی نطق باقل بفصاحت بر سبحان که برد

💡 گه تقریر پرسی در محافل شده سحبان بنزد او چو باقل

💡 دگر گویم چرا با سحر سبحان کند عاقل مقابل ژاژ باقل