بافت زدوده

فرهنگستان زبان و ادب

{decontextualized} [زبان شناسی] واژه یا عبارت بیرون کشیده شده از متن متـ. بیبافت شده

جمله سازی با بافت زدوده

💡 چو جان صافی و جام زدوده او را تن همیشه جان و تن او را به طبع خدمتکار

💡 هر لحظه دیده‌اند عیان عکس روی دوست آیینهٔ دل از قبل آن زدوده‌اند

💡 در دوران جمهوری اسلامی، تمرکز مطبوعات از شیراز زدوده شده و در شهرستان‌ها نیز مطبوعاتی منتشر گردیده‌است.

💡 زنگ دویی ز آینه دل زدوده‌ایم تا حسن جان‌فزای تو با تو نموده‌ایم

💡 خجسته مجلس او را ز دولتست بساط زدوده خنجر او را ز نصرتست فسان

💡 (اسلام مانند سرچشمه اى زدوده و پاك در ميان قومى به نشو و نمو پرداخت كه وحشى وبيابانگرد بوده و در سرزمينهاى خشك و دورافتاده زندگى مى كردند. آن چشمه به اندازهاى پر آب بود كه به زودى شكل جويبارى را به خود گرفت و سپس به رودخانه اىمبدل گشت، تا از آن، عاقبة الامر، هزاران كاريز ديگر در سرزمين ها و شهرها به جرياندر آمد.

تازه نفس یعنی چه؟
تازه نفس یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز