لغت نامه دهخدا
باغراچ گول. ( اِخ ) نام دریاچه ای به ترکستان. قره شهر از شهرهای مهم آن ناحیه در کنار آن و در مصب نهریلدوز واقع است. ( از تاریخ مغول عباس اقبال ص 16 ).
باغراچ گول. ( اِخ ) نام دریاچه ای به ترکستان. قره شهر از شهرهای مهم آن ناحیه در کنار آن و در مصب نهریلدوز واقع است. ( از تاریخ مغول عباس اقبال ص 16 ).
💡 در شهر چو من گول مگر عشق ندیدست؟ هر لحظه مرا گیرد این عشق ز بالا
💡 تو بدین چشم گر عابد بفریبی چه عجب گول صد مرتبه شیطان زدهای به به به
💡 فقیه گول و متاع غرور و بار خدای زهی سفیر و زهی ارمغان... به
💡 آرزوی رسیدن به هدفت، رهنمود تو هر لحظه/ در گولی بازی نمان، به سوی موفقیت شتابنده
💡 من از دنيا گول خوردم، به او دل بستم و اطمينان كردم و از خداغافل شدم.
💡 من از فرزندانم گول خوردم كه براى خوشى آنان دين ودنيايم را تباه كردم.