باغ شیخان
لغت نامه دهخدا
باغ شیخان. [ ش َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کورگ بخش حومه شهرستان مهاباد که در 61 هزارگزی خاوری مهاباد و 22 هزارگزی باختر شوسه بوکان به سقز واقع است. ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر و آب آنجا از رود شیتو تأمین میشود. محصول عمده آن غلات و توتون و حبوبات و شغل مردمش زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی و راهش مالرو است ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
جمله سازی با باغ شیخان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خانم شیخان، روستایی از توابع بخش خاوومیرآباد شهرستان مریوان در استان کردستان ایران است.
💡 گر تو در مجلس شیخان ریا صدرنشینی من یک از خاکنشینان در پیر مغانم
💡 ز شیخان برد وهم ریش و دستار آدمیت را مبادا اینقدر حرفم گرفتار دم و یالش
💡 چون ز شیخان ریایی مطلبی حاصل نشد بعد از این قصاب در میخانه مأوا میکنم
💡 وی در روز جمعه ۳۰ دی ۱۳۷۹ / ۲۴ شوال ۱۴۲۱ در اثر سکته قلبی در تهران درگذشت و در قبرستان شیخان قم به خاک سپرده شد.
💡 باعەدرێ) یک منطقهٔ مسکونی در عراق است که در شهرستان شیخان واقع شدهاست.