بازی اموز

مترادف‌ها

آموزشی، بازی‌آموز

لغت نامه دهخدا

( بازی آموز ) بازی آموز. ( نف مرکب ) آموزنده بازی. تعلیم دهنده بازی. رقص آموز:
بازی آموز لعبتان طراز
از پس پرده گشت لعبت باز.نظامی ( هفت پیکر ص 280 ).

فرهنگ فارسی

( بازی آموز ) تعلیم دهنده بازی

جمله سازی با بازی اموز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چنان آیینه دل را زنم بر سنگ بی رحمی که دل در سینه گردون بدگوهر کند بازی

💡 جوع و جان بازی و ذل و غربتست چون گذشت این چار پنجم قربتست

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه فوتبال استراسبورگ و باشگاه فوتبال کن اشاره کرد.

💡 بازی مخور که شیره جانهاست یکقلم شیرینیی که در شکرستان عالم است

💡 یکی به صحنهٔ شهنامه بین که فردوسی به صد لباس مخالف‌، به بازی آمده راست

💡 ز طوطی خط او چون نبات بگدازم از آنکه با شکر ناب می‌کند بازی

💡 استفاده از روش‌های بازی‌آموزی در مدارس می‌تواند انگیزه یادگیری را در کودکان افزایش داده و مفاهیم پیچیده ریاضی را به شکلی جذاب آموزش دهد.

💡 در دوره‌های آموزشی سازمانی، متخصصان از بازی‌آموزی برای تقویت مهارت‌های حل مسئله و کار تیمی در میان کارکنان استفاده می‌کنند تا یادگیری عمیق‌تر شود.

💡 توسعه اپلیکیشن‌های آموزشی مبتنی بر بازی‌آموزی یکی از روندهای مهم در فناوری‌های نوین است که باعث می‌شود فرآیند یادگیری از حالت سنتی خارج شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران