فرهنگستان زبان و ادب
{reapportionment,redistricting} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] ایجاد تغییر در محدودۀ حوزه های انتخاباتی براساس تغییرات جمعیتی
{reapportionment,redistricting} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] ایجاد تغییر در محدودۀ حوزه های انتخاباتی براساس تغییرات جمعیتی
💡 این شیوه شامل حذف همهٔ موهای زهار سات که بهویژه برای شورتِ بندی بهکار میرود.
💡 علم بندی: سر هم کردن قطعات و برپا کردن علم در یک محل همراه با آداب مخصوص.
💡 به خام زلف بندی هر دلی کز غمزه بربایی عجب از پخته کای های آن سرمست هشیارم
💡 خیالی نقش می بندی که کار بت پرستانست رهاکن این خیال خود که یابی زان پشیمانی
💡 ز هستی عراقی هست بر پای دلم بندی جمال خوب خود بنما، گشادی ده ازین بندم
💡 ز طرّه رشته و بندم، منه بپای که اینک خود آمدم به کمندت، چه جای رشته و بندی