بارگاه کشیدن

لغت نامه دهخدا

بارگاه کشیدن. [ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) بر پا کردن خیمه. بارگاه آراستن. بارگاه افراشتن. بارگاه زدن:
در همت گدای تو باشد فر و هنوز
بر عرش اگر کشند شهان بارگاه را.کمال خجندی ( از ارمغان آصفی ).رجوع به بارگاه افراشتن، بارگاه آراستن و بارگاه زدن شود.

جمله سازی با بارگاه کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدین لطافت و خوبی برای مخدومی که بارگاه وصال تو منصب مانیست

💡 بدین طول و عرض اندرین کارگاه که را بود دیگر چنان بارگاه‌‌؟

💡 خاک در چشم هوس‌ریز چه جویی از دهر بارگاهی به فراز سر کیوان زده‌ای

💡 وقتى كه ملكه سبا به بارگاه سليمان وارد شد كسى اشاره به تخت كرد و گفت:

💡 در تاریخ ۳۰ دی ۱۳۹۱ نیز گونه ای جدید از این سکه‌ها با تصویر بارگاه حضرت شاه‌چراغ وارد بازار شد. چهار گونه یادبود از این سکه به مناسبت‌های روز جهانی آمار، عید قربان، عید غدیر و ۱۵ شعبان نیز ضرب شده‌است.

💡 1 آن حضرت در پرتو الطاف خاصّ خدا، وسيله تقرّب بيشتر آنان به بارگاه خدا شد.

طلایی یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز