لغت نامه دهخدا
باران ناک. ( ص مرکب ) بارانی ومنسوب به باران. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ناک شود.
باران ناک. ( ص مرکب ) بارانی ومنسوب به باران. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ناک شود.
( اسم ) دارای باران پر باران.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچو باران که نخواهند که بسیار شود ور نیاید ز خدایش بتضرع خواهند
💡 اندیشهٔ باران نکند غرقهٔ دریا ای دیدهٔ خونریز، میندیش و بباران
💡 چو بسپردم من اندر تشنگی جان مبادا در جهان یک قطره باران
💡 بهپیل اندرون تیر باران گرفت کمان را چو ابر بهاران گرفت
💡 ای فرشته شهپر از من باز گیر تا ببارد بر سرم باران تیر