بار برگرفتن

لغت نامه دهخدا

بار برگرفتن. [ ب َ گ ِ رِ ت َ] ( مص مرکب ) بار برداشتن از حیوان بارکش. || حامله شدن. آبستن گشتن. باردار گشتن. باردار شدن: مادر موسی بار برگرفت. ( ابوالفتوح ). || بمجاز بار از دل کسی برگرفتن؛ کنایه از کاستن رنج و اندوه کسی. تخفیف دادن آلام و رنجهای او:
بار بی اندازه دارم بر دل از سودای عشقت
آخر ای بیرحم باری از دلم برگیر باری.سعدی ( خواتیم ).مرا رفیقی باید که بار برگیرد
نه صاحبی که من از وی کنم تحمل بار.سعدی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بار برداشتن از حیوان بارکش یا انسان. یا بار بر گرفتن از دل کسی. کاستن رنج و اندوه کسی تخفیف دادن آلام و رنجهای او.

جمله سازی با بار برگرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تواند به دست خرد برگرفتن... اوایل ز روی عواقب

💡 بیستون را برگرفتن آن قدرها کار نیست کوهکن زین کار اگر عاجز شود، من می‌کنم

💡 شود آسان، دل از جان برگرفتن، در کُهن‌سالی که در فصلِ خزان، برگ، از هوا گیرد، جدایی را

💡 همش هرکسی یابد از آدمی هم از برگرفتن نگیرد کمی

💡 دل از دیرینه غمها برگرفتن نیست کار من چرا باید عبث بدنام ننگ بی وفایی شد

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز