لغت نامه دهخدا
بادبرنگ. [ ] ( اِ مرکب ) داروئی است که هندش باد بهرنگ گویند. بادابرنگ. ( آنندراج ).
بادبرنگ. [ ] ( اِ مرکب ) داروئی است که هندش باد بهرنگ گویند. بادابرنگ. ( آنندراج ).
نام دارویی است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ذات همه کس را بصفت می نشناسد زان ذات چگویم که برنگ صفتی نیست
💡 یار بیرنگ برنگ دگر آمد در بزم مطرب عشق در این پرده ره دیگر زد
💡 برنگ شاخ گل آن گل بباد داد مرا درین حدیقه ز سر تا بپاست خار انگشت
💡 سیف فرغانی طلب کن بوی درویشی زخود تا بکی باشی برنگ دیگران آراسته
💡 تا نگردی غلط برنگ برون بین که در رنگها چه شد مدفون
💡 ور فروغ دو رخش بر لؤلؤ عمان فتد لؤلؤ عمان برنگ لاله نعمان شود