لغت نامه دهخدا
بابی لاس. ( اِخ ) ( سَن ) اسقف آنتیوش،جانشین زبن بحدود قرن سوم م. وی رنج شهادت را بهنگام زجر دس بجان خرید. ذکران وی در 24 ژانویه است.
بابی لاس. ( اِخ ) ( سَن ) اسقف آنتیوش،جانشین زبن بحدود قرن سوم م. وی رنج شهادت را بهنگام زجر دس بجان خرید. ذکران وی در 24 ژانویه است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کتاب مصباحالهدایه مشتمل بر ده باب است و هر بابی ده فصل دارد که در مجموع یکصد فصل دارد. ابواب دهگانهٔ کتاب عبارتاند از:
💡 ای که از نزهت ایوان تو بابی است بهشت وی که از روضه ی اخلاق تو فصلی است بهار !
💡 اگر نه در بن دندان بگو وی را خداوند است؟ به هر بابی که گرداند ز هر بابی خبر دارد
💡 گفتا که زر باید کهن ور نیست کوته کن سخن نی نی حدیث زر مکن کان فصل بابی دیگر است
💡 در دورهٔ قاجاریه، برخی از زرتشتیان و یهودیان و مسلمانان، از جمله، شماری از فقیهان و مبلغان اسلامی، بابی شده و البته بسیاریشان بعدها بهائی شدند.
💡 یکی از مهمترین چیزهایی که از سر بابی رابسون یادگرفتم، این بود که؛ در زمان برد، نباید احساس کامل بودن داشته باشید و در زمان شکست، نباید ناامید شوید.