بابانک بالا
لغت نامه دهخدا
بابانک بالا. [ ن َ ک ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان شیراز در 20 هزارگزی جنوب خاوری شیراز. کنار راه فرعی شیراز به گشنگان. دامنه،معتدل مالاریائی. سکنه آن 115 تن. آب آن از چاه و محصول آن غلات، تنباکو، تریاک، صیفی جات و شغل اهالی زراعت و قالی بافی است. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).
جمله سازی با بابانک بالا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لا شو اگر عزم میکنی تو به بالا زانکه چنین عزم جز به لا نتوان کرد
💡 تنور نور دو کانت ز بالای فلک زیبد که نانهای تو را سفره ز سدرالمنتها باشد
💡 سری که هست زبردست جمله اعضا به زیر پای بنه تا توان به بالا رفت
💡 سرو هر چند سرافراز بود در بستان پیش بالای بلند تو فروتن باشد
💡 بدین زور و بالا و این فر و یال بهر دانش از هرکسی بیهمال
💡 تا هست بر زبان خلایق که کس ندید بالای دست خالق پروردگار دست