باب الحجره
لغت نامه دهخدا
( باب الحجرة ) باب الحجرة. [ بُل ْ ح ُ رَ ] ( اِخ ) موضعی در دارالخلافه بغداد بوده است و آن سرایی باشکوه دارای بنیانی شگفت انگیز بود و در آنجا بوزیران خلعت می بخشیدند و در مواقع تبریک و تهنیت گرد می آمدند. نخستین کسی که این بنا را بنیاد نهاده امام المسترشد باﷲ ابومنصور الفضل بن امام مستظهر باﷲ بوده است. ( معجم البلدان ) ( مراصد الاطلاع ) ( عیون الانباء ج 1 ص 171 ).
جمله سازی با باب الحجره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مگر که میکده را باز فتح باب کنند وگرنه کار گشائی ز آسمان نشود
💡 در موسم فتح باب تیغت از مرکز خاک بگذرد نم
💡 هزار شکر که جز دل درین جهان صائب مرا امید گشایش به هیچ باب نماند
💡 تاکه باز است باب رحمت حق باز باشد بعدل این درگاه
💡 یکی دخترش بود چون آن بدید خروشید کای باب، دشمن رسید
💡 خسروا باب سخن مفتوح شد بر طبع من تا بنظم آرم مدیحت نوع نوع و باب و باب