لغت نامه دهخدا
بئرالشعوبی. [ ب ِءْ رُش ْ ش َ ] ( اِخ ) نام چاهی در شعوب از قراء یمن در حوالی سنحان. ( از معجم البلدان ).
بئرالشعوبی. [ ب ِءْ رُش ْ ش َ ] ( اِخ ) نام چاهی در شعوب از قراء یمن در حوالی سنحان. ( از معجم البلدان ).
نام چاهی در شعوب است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فضائل وی و کاخ بلند همت وی حدیث بئر معطل نمود و قصر مشید
💡 فى تفسير على بن إ براهيم فى رواية اءبى الجارود: اءمّا الويل فبلغنا واللّه اءعلم اءنّها بئر فى جهنّم (672).
💡 باد چون یوسف ولیت از بئر رفته سوی تخت باد چون قارون عدوت از تخت رفته سوی پیر
💡 (و چـه بسيار چاههاى پر آبى كه صاحبانش نابود و آبهايش در زمين فرو رفته بود ومـعـطل و بى مصرف ماندند، نه كسى از آنها آبى مى كشد و نه تشنه اى از آن سيراب مىگردد) (و بئر معطلة ).
💡 از آنجا حركت كرده به بئر ميمون رسيد، مردم از بيش او، از ترس جان مى گريختند در آنميان دو كودك نيكو صورت و با جمال را ديد كه مى گريزند، بُسر گفت:
💡 ابن اثير مى گويد كه حجاج احرام بسته به نيت در ماه ذى قعده به جانب مكه حركت كرده و در بئر ميمون فرود آمد و در همان سال با همراهانش حج بگزارد.