لغت نامه دهخدا
( آهوی تاتاری ) آهوی تاتاری. [ ی ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آهوی تاتار.
( آهوی تاتاری ) آهوی تاتاری. [ ی ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آهوی تاتار.
( آهوی تاتاری ) آهوی تاتار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رولد ساگدیف (روسی: Роальд Зиннурович Сагдеев؛ زاده ۲۶ دسامبر ۱۹۳۲) یک فیزیکدان اهل روسیه است که تبار تاتاری دارد و هم اکنون ساکن ایالات متحده است.
💡 وی در طول زندگی خود به لهستان، آلمان، ژاپن، چین و ترکیه سفر کرد و در آنجا سعی کرد مطبوعاتی به زبان تاتاری تأسیس کند و جوامع متفرقه مهاجرتکرده تاتار را متحد کند.
💡 چون سایبان آفتاب از مشک تاتاری کند روزِ منِ بد روز را همچون شب تاری کند
💡 ها برافشان دست تا نوشادیان کوبند پای ها بجنبان زلف تا تاتاریان بندند بار
💡 ایا ز خلق تو شک آن چنان که اندازند نهان ز خلق به دور آهویان تاتاری
💡 مشک تاتاری اگر زانک کند غمّازی هیچ عیبش نتوان کرد که اصلش ز ختاست